سيد محمد باقر برقعى
167
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
كنز خفىّ هستى و نور جلىّ * اى ز تو اسرار نهان منجلى آنچه كه خوبان جهان داشتند * يكسره از بهر تو بگذاشتند وارث برحق همهء انبياء * سرور و سالار همه اولياء معجز عيسى ، يد بيضا ، تو راست * شيوهء پاكان همه يك جا تو راست نوحى و هم خضر نبىّ ، هم خليل * هست تو را اين همه حسن اى جميل دين محمّد به تو پاينده است * نهضت تو راه گشاينده است از ستم و ظلم همه خستهاند * بهر عدالت به تو دل بستهاند آتش بيداد و ستم شعلهور * پيرو اسلام همه در خطر جور و جفا ، اين همه طعن رقيب * تا به كى از هجر تو آخر شكيب اى شه دين ! دل به تو مشتاق شد * بهر خدا ، طاقت ما طاق شد ما همگى چشمبهراه توايم * عاشق آن روى چو ماه توايم گرچه خطا كرده و آلودهايم * روز و شب اندر طلبت بودهايم منتظرانيم همه با شتاب * دَردكشانيم ، ز ما رو متاب ! مدح تو را شاعر « فرزانه » گفت * طبع وى از مهر تو چون گل شكفت روز جزا كن تو شفاعت از او * كسب كند از تو مگر آبرو